..
کار ما هست بیشتر، گریه
گریه گریه به پشتِ در، گریه
سرِ شب تا خودِ سحر، گریه
اشک، راه وصول عاشق هاست
اشک، اذن دخول عاشق هاست
بغضِ محضم که شانه می خواهم
بغلی حیدرانه می خواهم ..
خاک بودم ، ابوتراب شدی
بر منِ ذره ، آفتاب شدی
فکرِ سیر تعالی ام، حیدر
سائل این حوالی ام، حیدر
خسته و دستِ خالی ام، حیدر
آه .. مُولی الموالی ام حیدر .. 😭
مات و مبهوت مانده.ام در راه
مستجیرٌ بکم ولی الله
چه خوش است این دل و گرفتاری
در نجف با امید بسیاری
جامعه خواندن و سبک باری
خوش بر اقبالِ شیخ انصاری 😭💔
سالیانی است غرقِ در کرم است
پاسبان ورودی حرم است ..
Chesh 1 روز،12 ساعت پیش