یکی از درد ها همین است: توجیه کردن.در همه چیز خودمان را استثنا فرض می کنیم. برای هر قانونی،توجیه داریم. از صف نانوایی بگیر تا ذره ذره وجودمان و روزمان و روزگارمان را توجیه پر کرده است. اگر هر قانونی را دور میزنی و دلیل زیبایی برایش می آوری تو فیلسوف نیستی یک توجیه گر هستی. این درد هست که با توجیه کردن پایمان را روی حقوق دیگران می گذاریم. این مساله زوال اخلاقی عمیقی را به همراه دارد که لحظه ای از جلوی چشمانمان دور نمی شود.انسان بالغ به حقوق دیگران احترام می گذارد و یک بی شعور توجیه می کند. فرقی ندارد باسواد باشد یا بی سواد.

درک حق و حقوق دیگران و احترام به آن غایت درک و سواد و فضایل است.