You need to enable JavaScript to use this application.

"جهنم سرد"

2 روز،23 ساعت پیش

انگار بعضی انسان ها به دنیا آمدند تا تنها باشند، نه آنکه ناراحتش باشند نه؛ بلکه عاقلانه دوستش می‌دارند. تنهایی نقطه قدرت و اوج عزت نفس آنها میشود،ترس از دست دادن جایش را به سرسخت بودن میدهد،وابستگیِ نداشته اشان آرامش را به آنها هدیه می‌دهد و تنهایی،آنها را به نهایت وجودیت می‌رساند. آنان در تنهاییِ خود پر میگشایند و مثال ققنوس به آسمان حمله میبرند. ان ها نظرات بی اندازه آدمیان را در گوشه های ذهنشان نگه نمی‌دارند ،آن ها را پر و بال نمی‌دهند و بخاطرش جهنمی سرد در مغزشان نمی‌سازند.

 

آرزویم اینست؛کاش انسانی بودم که تنها متولد شده بود...

 

کاش در گوشه ها و مراکز ذهنم نظرات پراکنده مردمان زوزه نمی‌کشید؛کاش سلول به سلول هایم اهمیتی به افکار آدمیان نمی‌داد و در نهایت کاش میتوانستم کاری کنم که خودم را با زخم هایم بپذیرم،بی آنکه هر لحظه خودم را از نگاه دیگری بررسی کنم و اخرش عیب هایم را هزار برابر بدتر ببینم.

1

"تعلق"

4 روز،4 ساعت پیش

روزهایی طولانی بدنبال جایی گشتم که نامش را حتی نمیدانستم؛اکنون سرنوشت شخصی را سر راهم قرار داد که اینگونه مرا به جایی رساند که شاید از اول بهش "تعلق" داشتم.

4

تمامی حقوق برای 𐙚₊˚⊹ Luna محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده