انگار بعضی انسان ها به دنیا آمدند تا تنها باشند، نه آنکه ناراحتش باشند نه؛ بلکه عاقلانه دوستش می‌دارند. تنهایی نقطه قدرت و اوج عزت نفس آنها میشود،ترس از دست دادن جایش را به سرسخت بودن میدهد،وابستگیِ نداشته اشان آرامش را به آنها هدیه می‌دهد و تنهایی،آنها را به نهایت وجودیت می‌رساند. آنان در تنهاییِ خود پر میگشایند و مثال ققنوس به آسمان حمله میبرند. ان ها نظرات بی اندازه آدمیان را در گوشه های ذهنشان نگه نمی‌دارند ،آن ها را پر و بال نمی‌دهند و بخاطرش جهنمی سرد در مغزشان نمی‌سازند.

 

آرزویم اینست؛کاش انسانی بودم که تنها متولد شده بود...

 

کاش در گوشه ها و مراکز ذهنم نظرات پراکنده مردمان زوزه نمی‌کشید؛کاش سلول به سلول هایم اهمیتی به افکار آدمیان نمی‌داد و در نهایت کاش میتوانستم کاری کنم که خودم را با زخم هایم بپذیرم،بی آنکه هر لحظه خودم را از نگاه دیگری بررسی کنم و اخرش عیب هایم را هزار برابر بدتر ببینم.