این روزای آخر، خیلی سخته. حتی نمیتونم توصیف کنم چقدر سخته. فقط دو روز مونده و بدنم دیگه کشش نداره. به زور دارم ادامه میدم. کل بدنم درد میکنه. جوری خستهام که تو کل عمرم اینقدر خسته نبودم. همین الان دلم میخواد بزنم زیر همهچیز و بگم «گور باباش» ولی این کارو نمیکنم. تا اینجاشو اومدم و به دو روز باقی مونده نمیبازم. فقط دو روز مونده. فقط دو روز.
برام انرژی بفرستید و دعام کنید. خیلی احساس تنهایی میکنم :(
پنجرهای رو به مهتاب... 2 ماه پیش