خیلی دلم برای نوشتن تنگ شده. دلم برای اینجا، برای این پنل، برای کلمات و وسواسم برای تم اینجا...
ولی به یک پوچی عمیقی رسیدم که به معنای واقعی «هیچ» هستم.
شاید اگه تم اینجارو مرتب کنم حالم بهتر بشه، نه؟
شاید روزی باران بیاید و زخمهایم را بشوید. شاید آن روز، من هم بتوانم دوباره پرواز کنم، نه فقط در این شهر سرد و غمگین، بلکه به جایی که نامش را بتوانم خانه بگذارم.
Li^^li 1 هفته،4 روز پیش